مرتضى راوندى
100
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سخت ممسك و مالدوست بود ، شمس الدين بدليسى از تربيت يافتگان درگاه تهماسبى نويسندهء كتاب شرفنامه كه در زمان اسمعيل دوّم به صورتبردارى از خزانه دولتى گماشته شده بود ، اندوختههاى او را چنين صورت مىدهد : « سيصد و هشتاد هزار تومان از نقد طلا و نقره مسكوك و متطّلس و ششصد عدد خشت طلا و نقره ، هريك از قرار سه هزار مثقال شرعى و هشتصد عدد پوشش طلا و نقره و دويست خروار حرير و سىهزار جامه و فراجهء دوخته از اقمشهء نفيسه و اسلحه و يراق و سى هزار سوار از جبه و جوشن و كجيم و برگستوان در جبهخانه و سه هزار شتر ماده ، سه هزار رأس ماديان تازى پاكيزه ، و دويست رأس اسب خاصه در طويله موجود بود . . . » اشارتهاى سفرنامهنويسان و فرستادگان اروپايى به دربار صفوى هم به نحوى است كه قول شمس الدين بدليسى را تأييد مىكند ، ليكن در برابر اين مالدوستى مبالغهآميز شاه تهماسب ، پسرانش اسمعيل و محمد خدابنده بهجاى آنكه اندوختههاى او را در راه عمران و آبادى كشور مصرف نمايند ، گشادهدستى نياى خود شاه اسمعيل اوّل را تجديد كردند ، چنان كه اين پادشاه اخير ، خزانهء تهماسبى را به زودى با بخششهاى خود ، و به قصد استوار ساختن پايههاى تخت خويش تهى ساخت و به قول حسن بيك روملو « خزائن شاه دين پناه كه در قزوين بود ، از جواهر و نقود و اسباب و آلات حرب ، در امرا و صلحا و سادات و فقرا و لشكرى و سفرى و حضرى قسمت نمود ، مواجب لشكرى را كه شاه دين پناه ( تهماسب ) مدت 14 سال بود كه نداده بود و يك دينار نخواست داد ، و اسمعيل ميرزا صد يك آن را به صد فلاكت داده بود ، آن حضرت مجموع را شفقت فرمودند ، چنان كه مرد مجهولى دويست تومان و صد تومان زر گرفت . » « 1 » شاه عبّاس اوّل بر خلاف نخستين سلاطين صفوى چون كمابيش در مهد اجتماع تربيت يافته و از عقل سليم برخوردار بود ، ثروت سرشار دولت را صرف اصلاحات گوناگون لشكرى و كشورى و احداث راهها و كاروانسراها و بناهاى آباد مىكرد ، با اينحال هنگام مرگش ثروت دولت در حال افزايش بود . روابط بازرگانى ايران با اروپا در عهد صفويه « تجارت ميان ايران و اروپا در عهد صفوى ، و آمدوشد سفيران و بازرگانان و صنعتگران و مبلغان مذهبى مسيحى و بعضى از اهل حرفه و هنر اروپايى به ايران و رواج
--> ( 1 ) . دكتر ذبيح الله صفا ، تاريخ ادبيات در ايران ، جلد پنجم ، بخش يكم ، ص 79 به بعد .